اقتدار آن زمان و این زمان

خرید بک لینک

در گفتگوهای خودمانی زیاد میشنویم که میگن زمان شاه اینقدر رفاه بود، اقتدار بود، عزت بود و ...!! اما اون چیزی که شواهد و مستندات نشون میده، چیزی غیر از این هست! هرچند نباید بی انصاف بود و به همه جوانب باید توجه داشت! به همین دلیل، من از دید یک فرد کاملا بی طرف به دو شاه پهلوی و دو رهبر جمهوری اسلامی نگاه میکنم و امیدوارم این طرز نگاه، تحلیل مطالب رو آسون تر کنه. بی انصافیم اگر کارهای آبادانی انجام شده توسط رضاخان و محمدرضا رو نادیده بگیریم و همه اونها رو به عنوان خدمت به انگلیس یا آمریکا تلقی کنیم مثل راه آهن که میگیم برای انتقال سرباز و امکانات نظامی انگلیس از جنوب به شمال ایران در جریان جنگ جهانی بوده! اما خدماتی مثل تاسیس بسیاری از دانشگاه های مهم کشور از جمله دانشگاه تهران و ... رو باید به دید انصاف نگاه کرد و البته، خب وظیفه حاکم اون زمان بوده که هم راستا با دنیا، این امکانات رو در کشور ایجاد کنه و در کنار قدردانی و تشکر، ایشان نمیتوانند منتی بر سر ایرانیان داشته باشند. ایران در زمان محمدرضا، 74 (در برخی منابع 79 یا 80) فروند جنگنده پیشرفته F-14 از آمریکا خریده که امروز، مهمترین ابزار قدرت نیروی هوایی ایران به شمار میروند و اگر با انصاف باشیم باید قدردان فراهم کنندگان این امکانات باشیم. اما آیا اقتدار و عزتی که در دوره پهلوی از آن صحبت میکنند، شامل حال همه مردم ایران میشده یا فقط در متابع و برای قشر خاصی از جامعه بوده است؟ آمارها نشان میدهد که در دوره پهلوی، 53 درصد مردم ایران مطلقا بیسواد بوده و بالای 40 درصد، در حد ابتدایی سواد داشته اند. حالا این تصاویری که از دانشگاههای ایران در زمان شاه منتشر میکنن و مقایسه میکنن، واقعا جای تامل داره. در دوره رضاشاه و همزمان با جنگ جهانی، ایران اعلام بیطرفی کرد، اما رهبران دو کشور انگلیس و شوروی، بدون اینکه کوچکترین اهمیتی به رژیم ایران بدهند، ایران را اشغال کرده و آن را بین خود تقسیم کردند، شاه را بر میداشتند و کس دیگری را به جایش میگذاشتند، کودتا میکردند، از ایرانیان حق توحش میگرفتند و بر اساس کاپیتولاسیون، ایرانیان حق هیچ اعتراضی نداشتند، از هر دختر و زنی که خوششان می آمد باید مال آنها میشد، نمایندگان سه کشور آمریکا، انگلیس و شوروی در تهران جلسه میگرفتند و شاه ایران حتی از حضور آنها در ایران اطلاع نداشت! از نظر شما اینها اقتدار است؟ اگر این همه اقتدار داشتیم که 98 درصد نه، اصلا 90 درصد مردم نمیرفتند و به جمهوری اسلامی رای نمیدادند! امروز همه کارشناسان مطرح دنیا عنوان میکنند که ایران میتواند روی سرنوشت انتخابات آمریکا نیز تاثیر بگذارد! در منطقه نفوذ غیر قابل انکار دارد و بعد از 80 سال، برای اولین بار جسارت حمله به هژمونی ارتش شکست ناپذیر آمریکا را به خود داده است! بیسوادی به طور کامل ریشه کن شده و دورترین روستاها از نعمت تلفن، برق و گاز برخوردارند، هیچکس در امور داخلی ایران دخالت نمیکند و در مقابل تهدید بزرگترین قدرتهای جهان، هر چند کشوری که باشند و هر تاریخی که از نظر اشغالگری و جنگ داشته باشند، با قدرت می ایستد! با انصاف که باشیم اقتدار امروز خیلی ممتازتر از اقتدار دوره پهلوی است و حتی اگر در برخی موارد کمتر از آن زمان باشد، لااقل شامل حال همه مردم ایران میشود. از این دست اقتدارها در تاریخ اتفاق افتاده و ما باید از این اتفاق درس بگیریم. زمانی صدام ابرقدرت منطقه خاور میانه بود و تحت حمایت کامل آمریکا و اروپا و شوروی بود! همه جور امکانات نظامی برایش فراهم شده بود و هر زمان اراده میکرد به کشورهای همسایه حمله میکرد! نهایتا، همان امکانات نظامی بهانه شده تا فراهم کننده آن آمریکا به عراق حمله کرده و در کمتر از شش ماه، آن قدرت پوشالی و آن اقتدار ساختگی را با خاک یکسان کند! همین شکل از اقتدار امروز در عربستان دیده میشود و دیر نخواهد بود که با تمام شدن ثروت و سرمایه های این کشور، زمینه سقوط و شکستن این اقتدار پوشالی فراهم شود! اون چیزی که از تاریخ میشه درس گرفت اینه که با تن دادن به خواسته های کشورهای استعمارگری مثل آمریکا و انگلیس، اگر چه به ظاهر شرایط خوب و رو به رشد میشه، اما این روند تا زمانی ادامه خواهد داشت که منافع کشور استعمارگر فراهم بشه و به محض اینکه این منافع به هر دلیلی از بین بره، همین کشورها زمینه رو برای براندازی رژیم، کودتا و سر کار آوردن یک رژیم سرسپرده دیگه فراهم خواهند کرد. در چنین شرایطی، یا باید مثل صدام یا شاه عربستان سرسپرده و هر لحظه منتظر سقوط و براندازی بود و یا مثل ایران، سوریه و کره شمالی، مقاومت کرد و با تکیه به توان های داخلی، از ابعاد مختلف از جمله اقتصاد، سیاست، فرهنگ و خودباوری تقویت شد! این که ما امروز علی رغم مقاومت نتوانسته ایم از این لحاظ رشد کنیم همه اش مربوط به مسائل سیاسی و انزوا و تحریم نیست و ای بسا کوتاهی های خود ما در بحث رونق تولید و اقتصاد، اصلاح فرهنگ مصرف، مبارزه با قاچاق و ... سهم بیشتری در شرایط بد امروز داشته باشند. به هر حال، رییس بانکی که امروز مبلغ هنگفتی رو برمیداره و فرار میکنه، تا دیروز یک رییس بانک با شخصیت و محترم بوده که در کشور زندگی میکرده و جزیی از مردم بوده و ای بسا به جای اسم دزد، جای مهر هم بر پیشانی داشته، شاید اگر من و شما هم در جایگاه او قرار میگرفتیم همان میکردیم که او کرده! بنابراین اگر ضعف و خلاف و بی قانونی از طرف افراد اتفاق می افته، اون فرد رو باید بخشی از مردم (یعنی خودمان) بدانیم و نه بخشی از نظام یا رژیم حاکم.

دل پر...

ما را در سایت دل پر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 13:26

صفحه بندی